صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

411

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

مىپيمودند و روز به كمين مىرفتند . جاسوسى از اهل فدك را دستگير كردند . اعتراف نمود كه او را به خيبر ارسال داشته‌اند تا به آنان اعلام كند كه در مقابل خرماى خيبر ، از يهوديان پشتيبانى مىكنند . اين مرد جاسوس محل تجمع يهوديان بنى سعد را به مسلمانان شناسايى كرد . سپس على - عليه السّلام - بر آنان تاخت و 500 شتر و 2000 رأس گوسفند را به غنيمت گرفت . بنى سعد و رئيس آنان به نام « و بر پسر عليم » آنجا را به جا گذاشتند . ( 1 ) 3 - سريهء ابو بكر صديق يا زيد پسر حارثه به « وادى القرى » در رمضان سال ششم « 1 » ه . طايفهء فزاره در صدد كشتن پيامبر بر آمدند . او نيز ابو بكر را براى سركوبى آنان فرستاد « سلمه پسر اكوع » مىگويد : من با ابو بكر ، هم سفر بودم . پس از نماز صبح دستور داد از هر سو شبيخون زديم ، عده‌اى كشته شدند . جمعى به طرف كوه فرار كردند . براى اين كه از ما پيشى نگيرند ؛ خود را به آنان رسانيديم و به تيراندازى شروع كرديم و متوقف شدند . در ميان آنان زنى به نام « ام قرفه » پوستينى روى سرش داشت . او را با دخترش نزد ابو بكر آورديم . آن دختر بنا به خواستهء خود ، در مقابل آزادى مسلمانانى كه در مكه اسير بودند به آنجا فرستاده شد . « 2 » ام قرفه ، زنى شيطان صفت بود كه مىكوشيد پيامبر را به كشتن دهد . براى اين تصميم ، سى سوار از خانواده‌اش را مجهّز كرده بود كه سرانجام خود و سوارانش به كيفر اين انديشهء ناصواب رسيدند . ( 2 ) 4 - سريهء « كرز پسر جابر فهرى » « 3 » به « عرنيين » در شوال سال ششم ه . گروهى از طايفهء عكل و عرينه به مسلمانى تظاهر نمودند و به مدينه آمدند و اقامت گزيدند و از بدى آب و هواى منطقه و وضع جسمانى خويش شكايت كردند . پيامبر نزديك سى شتر را با ساربان در اختيارشان قرار داد كه از شير آنها براى نوشيدن و از سرگين براى تقويت و كود زمين استفاده كنند . آن گروه سر حال آمدند و چوپان پيامبر را كشتند و شترها را بردند و از دين برگشتند . پيامبر ، كرز فهرى را با بيست نفر از ياران ، دنبالشان فرستاد و از خدا تمنا كرد كه : دشمنان راه

--> ( 1 ) - برخى گويند : اين سريه در سال هفتم ه . اتفاق افتاده است . ( 2 ) - صحيح مسلم . ( 3 ) - اين شخص ، همان كسى است كه پيش از واقعهء بدر به چهارپايان مدينه حمله برد و سپس مسلمان شد و در روز فتح مكه شهيد گشت .